گاه به زوال عقل منجر ميشود. البته امكان دارد كه برخي بيماران مبتلا به داءالرقص در سدههاي چهاردهم و پانزدهم از بيماريهايي رنج ميبردند كه پزشكان امروزي آنها را بيماري سيدنهام يا هانتينگتن مينامند، ولي اغلب بيماران تنها مبتلا به روانپريشي جمعي بودند كه محيط سدههاي ميانه سرشار از ترسها و جادوها، به شدت براي آن مساعد بود.
مراسم رقص معروفي كه در هفتمين سهشنبهٴ پس از عيد پاك در اشترناخ (دوكنشين لوكزامبورگ) برگزار ميشد، ممكن است از آثار بيماري همهگير سال 1374 و سالهاي بعدي بوده است. اشترناخ را قديس ويليبرورد (هشتم ـ 1) در سال 698 بنا كرد و صومعهٴ قديس ويليبرورد در آن شهر حاوي بقاياي اوست. توفيق عمومي مراسم ناشي از قدرت شفادهندهاي بود كه به وي نسبت ميدادند.
رقص قديس ويتوس را نبايد با بيماري آتش مقدس، آتش دوزخ يا آتش آنتونيوس قديس اشتباه كرد، كه اولين بار خبر آن در كسانتن (در ناحيهٴ راين، نزديك كلوه) در سال 857 شنيده شد.از سال 944 تا 1129 شيوع آن بارها در فرانسه گزارش شده است؛ پس از آن كم بوده است، ولي تا قرنها گهگاه ديده ميشد. اين نوعي قانقارياي خشك بود، ولي علامتش گاه با بادسرخ، قانقاريا و طاعون خياركي اشتباه ميشد.
الف. قلمرو مسيحيت
1. ايتاليا
ديونيزيو كُلهٴ دوم
ديونيزيو كُلهٴ دوم، پزشك بلونويي (بر پياوه، در ونتيا منتانا)، كه به خانوادهٴ پزشك معروفي در آن شهر تعلق داشت. در اواسط سدهٴ چهاردهم برآمد.
ديونيزيوي اول در سال 1236 درزمرهٴ شهسواران فردريك اول بود؛ ديونيزيوي دوم، پسر مانفرد و نوهٴ ديونيزيوي اول بود. پسر ديونيزيوي دوم، ديونيزيوي سوم، در حدود 1380 به طبابت اشتغال داشت؛ اين تيزانو كُله، نوهٴ ديونيزيوي سوم بود، كه رسالهٴ جدش را حفظ كرده بود. تيزانو كلُه در سال 1441 به عضويت شوراي شهر بلونو انتخاب شد. بسياري ديگر از افراد اين خانواده پزشك، بهويژه متخصص بيماريهاي همهگير بودند؛ ديونيزيوي دوم به مطالعهٴ طاعون 1348 ـ 1349 پرداخت، ديونيزيو و برناردو كُله در حدود 1440، آوانزيو كُله و پسرش جورجو در حدود 1513، و جورجو بهتنهايي در حدود 1537، مطالعات او را دنبال كردند.
جوواني كُله پسر جورجو، برجستهترين عضو خانواده ديونيزيو هم كه متخصص بيماريهاي همهگير بود، در سال 1558 در بلونو زاده شد و در سال 1630 در پادوا از دنيارفت. ما سرگذشت يك خانوادهٴ ايتاليايي را قريب چهار قرن پيگيري كردهايم.